بخیر گذشت
دیشب من در حال ظرف شستن بودم و آریا پیش باباش تو اتاق که با گریه آوردش پیشم و گفت فکر کنم دهنش خورد به لبه تخت نگاه کردم دیدم که رو چشمش یه خطه دقیق تر که نگاه کردم دیدم بلللللله چشمش خورده شروع کرد ورم کردن و خون اومدن و کبود شد خیلی ظاهر بدی داشت انگار تو دلم رو چرخ میکردن دست و پام میلرزید از دیدنش همش براش یخ گذاشتیم بعد چند ساعت ورم و کبودیش کمتر شد و خونشم بند اومد خدا رحم کرد واقعا همش میگم اگه تو چشمش میخورد چیکار میکردم فکرشم وحشتناکه با اینکه همینشم خیلی ترسناک بود اما باز خدا رو شکر که اتفاق بدتری نیافتاد الهی مامان فدات بشه زندگی نبینم از این اتفاقها برات بیافته این عکس هم وقتی داشتی شیرمیخوردی ازت انداختم چو...
نویسنده :
مامان
14:58





